غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

گاهی باید اینجوری بود:

برای خودت یه مهمونی بگیر

توش فقط خودتو دعوت کن

اون لباس که خیلی بهت میادو بپوش

برای خودت هدیه بگیر

خوشبوترین عطرتو بزن جوری که از هرجا رد میشی بوت بمونه اونجا

خوشحال باش که همه دلشون بخواد بیان ببینن با کی قرار داری

برو یه جای بکر

یه جایی که همه شهر زیر پات باشه

یه جا که آرومه

یه نیمکت پیدا کن و بشین

تکیه بده و پاهاتو بنداز رو پات

آروم آروم باش

صدای نفس هاتو گوش کن

برای یه بارم که شده از تنهایی فرار نکن حسش کن

از این که با خودت بیرون اومدی خوشحال باش

به هیچ اتفاقی فکر نکن

به هیچ آدمی

به هیچ راه چاره ای

به هیچ شکستی

یه نفس عمیق بکش

وقتی که واقعا آروم شدی 

بلند به خودت بگو:

"هر چی که شد،شد،من باید خوب زندگی کنم

از اول ریست شو

کادوتو باز کن و ذوق کن

یاد بگیر از همین لحظه خودتو دوست داشته باشی

و به نیازهات توجه کنی

یاد بگیر همونقدر که ضربه زدن به دیگران گناهه

ضربه زدن به خودت گناه تر

اینی که توی باوراته باعث باختت شده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۹
غریب آشنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۸
غریب آشنا

عشقم یهو دلم خواست بهت بگم

هیچی نیست که جای خنده هاتو برام بگیره

هیچی نیست که مثل تو خوشحالم کنه

هیچی نیست که مثل تو بهم آرامش بده

هیچی نیست که مثل تو شب و روزمو برام شیرین کنه

هیچی نمیخوام ناراحتت کنه

هیچی نیست که باعث شه دوستت نداشته باشم

هیچی نیست که منو از تو دور کنه

هیچی نیست که از تو برام مهم تر باشه

هیچی...هیچی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۱
غریب آشنا


*امروز یه روز خیلی آروم و معمولی بود

سر کار هم آروم بود و کار خاصی نبود

اتفاق خاصی هم نیوفتاد

جز تکمیل و اتمام کار برنامه ای که عزیز دلم زحمتشو کشیدی

با اینکه امروز دانشگاه کلاسی نبود و دانشجوها نمیومدن ولی من دانشگاهو بهونه کردم و یه ساعت زودتر اومدم بیرون.البته رفتم دانشگاه ها، یه خودی نشون دادم و بعدم رفتم خونه.خوابیده بودم که زنگ زدی و البته که خیلی هم خوب بود و خوشحال شدم و کیف کردم

**بعدشم رفتم ورزش

آخ آخ اگه بدونی بعد یه مدت بخورو بخواب و تنبلی چقدر سخته

سختیش فقط بلند شدن از خواب و حاضر شدنشه ها

هر روز دارم دعوای این دوتا که تو مخم هستن و هی اون میگه پاشو برو و اون یکی میگه حالا امروزه رو نرو اشکال نداره که تماشا میکنم

و البته که تا حالاش اون کوچولویی که میگه پاشو برو موفق تر بوده، تازه هر بارم که میرم ورزش و بر میگردم به خودم میگم خوب شد رفتما ولی باز فردا که میشه این داستان نرو، برو ادامه داره

 *** با خواهری و دادش عزیزتر از جان دیروز رفتیم کافی شاپ.پشت فیش یه شماره ای نوشت و داد دستم گفت این رمز wifi تشکر کردم و رفتیم نشستیم.اولش گفتم چه فکر خوبی کرده مشتریاش زیاد میشن حتما. بعد که یکم گذشت دیدم نـــــه اینجا اونجایی نیست که ما میومدیم و میشستیم یه سری حرفا میزدیم همو نگاه می کردیم میگفتیم و می خندیدیم.الان همه سرشون تو گوشیاشونه و بدون اینکه 2دقیقه هم با هم حرف بزنن پا میشن و میرن. وقتی داشتیم میرفتیم رفتم پیش صاحبش و گفتم آقای فلانی من دیگه نمیام اینجا. گفت: چرا؟مشکلی بود؟ گفتم:نه همه چی خوب و عالی بود ولی این Wi fi  کارو خراب می کنه.همینجوریشم همه جا ملت سرشون تو گوشیشونه تنها جایی که اگه دو نفر میومدن و به هم نگاه می کردن و با هم حرف میزدن اینجا بود که اونم شما گرفتیش.یکم فکر کرد و گفت:اینجوری فکر نکرده بودما.راست میگی.

ولی من که میدونم همچنان پول برای یه سری ها مهم تر از هر چیزیه ولی قشنگ نیست.

ها راستی یه آقایی هم بود اونجا که از ترکیه اومده بود.کلی هم باهاش حرف زدیم.

****دیگه چی بگم

دیگه اینکه ما خیلی مخلصتونیما

هنوز انرژی و حال خوشی که ازت گرفتم تموم نشده یعنی خیلی کم هم نشده واس همین فعلا نق نمی زنم و غُر غُر نمی کنم

و اینکه

ببین بالا بری پایین بیای

من دوست دارم

افتـــــــاد؟؟!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۳
غریب آشنا

کاش می دانستی...

که شادی ات...دنیای من است

و اندوهت...ویرانی لحظه هایم

و هیچ نمیدانی کهچگونه در خنده هایت

به اوج میرسم

اما کاش میتوانستم نشانت دهم

که با هر نفسم

دانسته و یا ندانسته

به یادتم

آغشته به "تو" می شود

روحم...نفسم...بند بند وجودم

وقتی در حصار دستانت بوسه باران می شوم

تقدیر من با بوسه های تو

بر روی پیشانی ام نوشته شده

باید باشی تا نفس را برایم رقم بزنی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۹
غریب آشنا

تعهد داشتن

عمیق ترین حس دنیاست

این که به کسی تعلق داشته باشی

این که بدونی سهم کسی هستی و عاشقانه دوستت داره

این که بدونی همه وجود عشقت،حتی نگاهش فقط و فقط مال خودته نه هیچکس دیگه

همین که احساس کنی تو دنیای به این بزرگی

یه نفر هست که خیلی دوستت داره و دلش برات تنگ میشه

مهم نیست این تعهد امضا بشه تو یه تیکه کاغذ بی ارزش یا نه!

عشق اگه عشق باشه

اصلش جای دیگه ای سند خورده

توی دل من و تو

درست جایی که ضربان میگیره از احساس وجودش

جایی وسط قلب 

من و تو ...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۱۲
غریب آشنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۳۴
غریب آشنا

خب 

از هر چه بگذریم 

یاد امروز خوشتر است 

امروز بعد کلی دوری دیدمتا

اگه بدونی چقد دلتنگت بودم 

آخ آخ 

یعنی هنوز برام جای تعجبه که یه آدم چقدر میتونه بهت انرژی بده

چقدر میتونه حالتو خوب کنه

چقدر میتونه بهت روحیه بده

چقدر میتونه آرومت کنه

لازمم نیست کار خاص و خارق العاده ای کنه ها

نه

ففط باشه

همون بودنش خودش همه چیو برات میاره

همه ی چیزای خوب و عالی رو

ببین

تو همون آدمی ها

همون که فقط بودنت برای تمام قشنگی ها کافیه

تو خود خود خودشی 

مرسی برای امروز خوب

دوست دارم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۵
غریب آشنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۹
غریب آشنا

امروز

دوستت دارم

فردا دوباره 

بیشتر دوستت دارم

فردای فرداها نیز؛

حتی اگر هیچوقت

نخواهی م...نخوانی ام... نبینی ام

من باز تمام روزهای آینده

تو راهمچون گذشته

دوستت خواهم داشت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۶
غریب آشنا