دو کلمه حرف از امروز
کمتر از یه ساعته که از پیشت اومدم و دلتنگم
و هنوز غرق در لحظه های خوب و شیرین با تو بودنم
زیبایی های بودن در کنار تو انقدر زیاد و رنگی هست که
هیچ زیبایی به قشنگی و دلپذیری اون نمیرسه
هر چقدرم که تلاش کنم و از لحظه لحظه بودن با تو نهایت استفاده رو ببرم
باز هم دلم بیشتر از الان تنگ و چشمام بیشتر از الان خیس میشد
تو برای من انقدر عزیز و یکتایی که نمیتونم
که نمیشه
که اصلا امکان نداره
چیزی یا کسی همردیف تو باشه
ناراحت نباش
من ناراحت نیستم
خدا خودش میدونه هر کاری دوس داره میتونه کنه
بگذریم
بابت امروز خوب ممنونم
امروز هم شد جز روزهای خوب و خاطره انگیز زندگیم
حرف زدیم،گفتیم،شنیدیم،خندیدیم،اشک ریختیم
از علاقه و دوست داشتن گفتیم
از بودن ها و نبودن ها
از خواست خدا
از آینده
گفتیم و گفتیم و شنیدیم
چی میشه؟ فردا چه اتفاقی میوفته؟ نه من میدونم نه تو
تنها کسی که میدونه خداست
واس همین میگم فقط خوب بدون
هرچی که هست خیر بخواه
یادت نره هر موفقیتی که کسب کردی
اصلا یادت نره که منم بودم که برات از صمیم قلب دعا کردم
میدونی چیه من دنبال یه چیز خاص بودم برات چون برام خاصی
اینا که دیدی خاص بودن اما خاص در نیاوردن
به بزرگی خودت ببخش
دوس داشتم خیلی بهتر از این میبود ولی خب نتونستن دیگه
خب و اما نکته خاطره شو این هفته:گم شدن سیمکارت من و پیداشدنش از یه جای عجیب تحت یه شرایط عجیب بود
که خب اینم باعث شد امروزمون یه خاطره فراموش نشدنی داشته باشه
دلم .....
بیخیال
روز خوبی بود
مرسی به خاطر همه چی
دوست دارم