غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

یاداوری اولین نگاه

دوشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۳۶ ب.ظ

ساعت 16:35 و ما همچنام سر کلاسیم

میدونی یاد چی افتادم همین الان که خواستم به تو هم بگم و تو رو تو این حس حالام شریک کنم

یاد اون روز اول اول اول

همون روز که هنوز ندیده بودمت و نمیدونستم وجود داری

اون روزی که برا آموزش رفتیم همون اداره 

ساعت یک شده بود و من نشسته بودم همراه خانم خ تو اتاق اومدم که از آقای ر اجازه بگیرم ک برم و کارمو انجام بدم و بیام

هنوزم ندیده بودمت 

اومدم داخل اتاقی که تو بودی کنارش 

بازم ندیدمت

اما

نگاه پر سوز و عشقتو حس کردم

حس کردم یه جفت چشم قشنگ و مهربون داره نگاهم میکنه و کلی عشق و حس خوب میده بهم 

چقد حالم تو اون لحظه خوب بود

میبینی تو رو خدا عشق چکار که نمیکنه

حتی نگاه یکی با اینکه تو ندیدیش 

نگاهشم ندیدی

اما حسش کردی 

تو رو سرشار از زندگی میکنه

وااای ک چقدر من الان با یاداوری اون روز خووبم


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۴
غریب آشنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی