غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

غریب اشنا

دلنوشته های منو عشقم

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۷۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است


آخرای ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ 

خسته ...

ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...

ﺩﻟﺖ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...

ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﮑﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮕﻪ ...

ﺷﺎﯾﺪﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺕ ...

ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻪ ...

ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﻢ ﺑﮕﻪ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ...

ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ ﮐﺎﻓﯿﻪ ...

ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ که ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ پیام ﺑﺪﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ ... ؟!؟!

اما تا ﻣﯿﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﺶ میبینی ...

هه (Online) یه خنده ی تلخ ...

ﯾﻪ ﺁﻩ ﺁﺭﻭﻡ ...

ﺑﻐﻀﺖ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﮔﻠﻮﺕ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ...

اینطوری بهتره ...

عکسشو میبینی ...

با خودت قربون صدقش میری..."

بعد بغضت ...

بیخیال ...

هیچ کس ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...

ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﻬﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ ...

ﺻبح ﻣﯿﺸﻪ ...

ﻭ باز میخندی ...

همه هم میگن خوشبحالش ...

چه زندگی شادی داره ...

هه ...

امروزم تموم شد ...

شب شد ...

امشب تکرار دیشب ...

و فردا هم تکرار امشب

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۴
غریب آشنا

دلم میخواست همه دنیا خلاصه میشد تو ماشین تو

دلم میخواست همه ساعت ها و دقیقه ها و ثانیه ها خلاصه میشد تو اون لحظه ای که دیدمت برای اولین بار

همون وقتی که برای اولین بار کنارت نشسته بودم و تو تکیه داده بودی به در و زل زده بودی به من

راستش دنیای من دقیقا همون جا و همون لحظه بود

کاش همه چی همون جا متوقف میشد

تا من تمام دنیا رو داشتم

تو رو

ولی چه فایده که همیشه به خواست من نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۸
غریب آشنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۴
غریب آشنا

متشکرم 

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی

برای همه وقت هایی که به من جرأت و شهامت دادی

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی


برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی

 

 

به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که : 

لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم " 

آغوش من همیشه برای تو باز است. 

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم. 

همیشه پشتیبانت هستم. 

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود. 

فقط کافی است چیزی از من بخواهی , 


بلافاصله از آن تو خواهد شد. 

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم. 

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. 

در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی. 

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم. 

همین الان در فکر تو هستم. 

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری. 

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است. 

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن. 

من هنوز در چشمانت گم شده هستم. 

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۳
غریب آشنا




فداشون بشم الهی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۱
غریب آشنا

یه وقتایی هست

نه گریه کردن آرومت میکنه ...

نه نفس عمیق... نه داد زدن

نه یه لیوان آب سرد

یه وقتایی هست که نیاز داری

اونی که نیست... باشه...همین


یعنی تو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۷
غریب آشنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۱
غریب آشنا

دلم برای همه روزهای خوب گذشته

دلم برای خاطرات شیرین با تو بودن

دلم برای یک نگاه گرم عاشقانه

دلم برای دریا،باران،ساحل،مهتاب

برای صبح روز بعد...

دلم برای کنار تو بودن

دلم برای خنده های شیرین

دلم برای در آغوش تو بودن 

دلم برای مهر تو

دلم برای همه ی تو 

تنگ شده است

دلم برای تمام اولین های فراموش ناشدنی 

دلم برای تمام اولین های تکرار ناشدنیمان

تنگ شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۶
غریب آشنا

سلام

همین الان از ورزش برگشتم 

راستش میخوام یه چیزاییو بهت بگم

میدونی هر روز تو  مسیری که میرم جاهای خوب و قشنگ و خاصی که میبینم میدونی با خودم چی میگم

نگاه میکنم به اونجا مثلا کافی شاپ،مثلا یه رستوران خوشگل،یا ... 

زل میزنم بهش و میگم بالاخره که من با عشقم میام اینجا

بالاخره که من دست تو دست عشقم میام 

بدون استرس و نگرانی

چی فکر کردین

منتظر باشین تا با افتخار دست عشقمو بگیرم و با عشق وارد شیم

بله عزیزم

تمام مدت ورزش هم فقط و فقط فکر توئه که باهامه

از وقتی که گفتی چرا انقدر تو این مساله آرومی و این آرامشت برام قابل درک نیست 

دیگه مثل قبل نیستم

من تا الان خودمو مشغول میکردم تا فکرم سمتی بره که خوبه و امید بخش

یه جورایی شاید از واقعیت فرار میکردم

اما با حرف امروزت هر کار کردم تا الان که نتونستم دوباره سرمو گرم کنم و از واقعیت فرار کنم

خیلی درد داره

خیلی سخته 

یعنی فکر کردن یه ثانیه هم به اتفاقی که شاید تو رو از من بگیره ویران کنندست

و من از ظهره هی به خودم میگم 

امید داشته باش

صبور باش

ایمان داشته باش

مهربون باش

گذشت داشته باش

خودخواه نباش

همیشه بقیه برام مهمتر بودن

منظورم عزیزایی که کنارمن

همیشه خواست اونا مقدم بوده بر خواست خودم

تا کی باید اینجور باشه نمیدونم

خدایا چی میتونم بگم 

جز اینکه شکرت

و لطفا هوای همه رو داشته باش مثل همیشه

قول داده بودم به خودم که ناراحت نباشم و ناراحتت نکنم

ببخش اگه ناراحتت کردم

تو همیشه برای من بهترینی و تنها عشق همه ی سال های زندگیم

دوست دارم عشقم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۸
غریب آشنا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۱
غریب آشنا