سلام عزیزم
روزها رفتن و رفتن و رفتن تا رسیدیم به 14 بهمن
دوباره 14 ماه سر رسید ، 14 ماه هایی که شدن برامون خاطره و عزیز
و جالبه که بدون اینکه بخوایم یه طوری می شه که معمولا این روزو با همیم
دوست دارم خیلی
ساعت 2:30 راه افتادم سمت تو.رفتم و یکم خرید کردم تا تو کارت تموم شه و بیای دنبالم.ساعت حدودا 4 بود که اومد دنبالم و با هم رفتیم سمت خونه
حرف زدیم و حرف زدیم رفتیم و رفتیم تا رسیدیم
از همون لحظه اول ورود تا دم رفتن فقط عشق بود و علاقه و محبت و احترام و آرامش بینمون.یه 24 یت دوست داشتنی ، 24ساعت بی نظیر و رویایی، یه 24 ساعت پر عشق، 24 ساعت خنده ، 24 ساعت آرامش محض، 24 ساعت فقط تو و من. نه نگرانی فردا نه دلواپسی نه هیچی
عالی بود، عــــــالی
بعد کلی تجربه شیرین باهم و چیپس خوردیم و ماست موسیر بعدم که واسه شام ماکارانی پختم. قرار بود با هم ظرف بشوریم که خب دلم نمیومد تو اذیت شی.من ظرف میشستم و عشقم اذیتم می کرد، اذیت عشقولانه، نمی شه بهش گفت اذیت کلی بهم عشق می داد.
بعد اینکه کار غذا تموم شد رفتیم و کلی برنامه های خوووووووب و قشنگگگ داشتیم.و از اونجا که کلی انرژی صرف کردیم گشنمون شد ، بعدم که شام خوردیم دوتاهی رو به روی هم. فهمیدم که یه سری عادت غذاییمونم شبیه همه که خیلیم خوبه. ماستم خوردییم وووی که خیلی خوشمزه بود.دست مامانت در نکنه، ایشالله خدا سلامتی بده هشون.بعدشم که دسر و بعدشم که با هم حرف زدیم و کلیپ نگاه کردیم و خندیدیم
وای خدا خیلی دلم تنگ شد. تا قبل خواب کلا زیادی برنامه ها داشتیم.بعدم که آماده خواب شدیم و کنار هم با یه خیال راحت، با کلی آرامش خوابیدیم. هر دومون زیادی پا شدیم از خواب یه بار پاشدم فک کردم الانا باید 4:30-5 باشه و باید بریم سر کار که گفتی ببین ساعت چنده و وقتی فهمیدیم تازه 1:30 کلی خوشحال که آخجون هنوز چقد وقت هست واسه خوابیدن
اااا چرا یادم رفت اینو زودتر بگم.همون اول اولا که وارد شدیم و بعد یه سری کارا گلاب به روتون بنده رفتم دستشویی. بعد عشقم اومده دم در میگه نیای فعلا بیرونا هر وقت گفتم بیا.خلاصه یعنی جا بهتر از اونجا نبود منو نگه داری تو پسر؟؟؟
بعد چند دقیقه اومدو گفت بیا بیرون.عــــاقا اومدم و به به همه جا تاریک بود و یه نقطه خاص فقط روشن شده بود با یه چراغ قشنگ و رنگی رنگی . کلی چیز میز خوشگل و خوشمزه دو رو برش.شکلات، دو تا سرویس فوق العاده قشنگ و یه سری کامل لوارم آرایش که همشون بی نهایت خوشگل و خوشرنگ بودن.و البته زودی امتحانشونم کردم و چقدرم که بهم میومد.مگه نه؟؟؟ اینا هدیه تولدم بود پیش پیش
خیلی خجالتم دادی آخه این همه؟؟؟ عزیز دلم من بودن کنار تو برام بهترین هدیست.خندیدنت بهترین لحظست، و آرامش خیالت بهترین اتفاق زندگیمه. مرسی عزیز دلم.می بوسمت
کلا خیلی خوب بود.هم خواب چسبید و هم اینکه انگار تموم نمی شد هر چی میخوابیدیم انگار زمان نمی گذشت.خیلی خوب بود. تا که بالاخره ساعت شد 5:30 و آلارم گوشی زنگ خورد پاشدم و رفتم ظرفای شاممونو شستم و چایی گذاشتم واس صبحانه
نشستم کنارت دستت تو دستم و نگاهم به پسر دوست داشتنی که خوابیده آروم و دیدم چقدر دوسش دارم چقدر کنارش آرومم چقد بودنش برام عزیز ِ، تو افکار خودم بودم که چشاتو وا کردی لبخند زدی و گفتی چیه عزیزم؟ بعدم پتو و زدی کنار و گفتی بیا بغل خودم.
دوست دارم
بعد کلی دو دلی و برم نرم تصمیم بر این شد که من 4شنبه نرم سر کار، زنگ زدم و از رییس مرخصی گررفتم.عجله عجله ای صبحانه رو خوردی و عشقم رفت سر کار و من موندم تنها.فیلم نگاه کردم و مشغول پختن ناهار شدم تا که عشقمم زودتر اومد خونه. فقط پلو نپخته بودم که موند بعد اومدن تو. که هعععی چ پلویی هم شد، ببخشید دیگه
یه چی فهمیدم که آشپزی فقط وقتی می تونم خوب انجام بدم که نباشی قبل اینکه برسی باید همه کارارو انجام بدم ، آشپزیم بد نیستا فقط چون میخوایم که بیشتر کنار هم باشیم اینجوری میشه ها. ایشالله یه بار درست حسابی برات آشپزی می کنم تا ببینی دستپختم خوبه
ما کلا روز خیلی خوبی رو گذروندیم مگه نه؟4 بار یادت باشه، این 4 همون چیزی ِ که قرار بود جوری راجع بهش بنویسم که خودمون یادمون نره
بگذریم از این جزییات
می دونی خیلی زیاد دوست دارم. کنار تو آروم ِ آرومم. داشتم فکر می کردم که باید از لحظه لحظه بودن با تو نهایت استفاده رو کنم تا وقتی ازت دور می شم دلم خیلی تنگ نشه اما می دونی اگه حتی از تک تک ثانیه های بودن با تو نهایت استفاده رو کنم بازم دلم بیشتر از این که الان هست برات تنگ میشد.
هر چی که می گذره بیشتر و بیشتر علاقم بهت بیشتر میشه عشقم خاص تر می شه و دوریت سخت تر. هر چی که می گذره یه سری از لایه های وجودیت آشکار می شه که منو عاشق تر می کنه. و تو رو برای من تبدیل می کنه به یه آدم خاص یه عشق واقعی یکی که مدت ها منتظرش بودم و حالا از اینکه خدا نشونم داده خوشحالم
حوشحالم از داشتنت
از بودنت
از عشقت
از همه چی
ببخش اگر من خیلی قوی نیستم
ببخش اگر حرفام و کارام گاهی اذیتت می کنه
تو برای من همه کسی ،
دوستت دارم
امیدوارم روزای خوبی در انتظارمون باشه
و البته که هر چه که خدا بخواهد
عشق بی نظیر من